ما دو تا
ما دو تا درخت خشکیده کنار جوی آب
هردومون تشنه ولی چشمه ی ما رفته به خواب
عمریه به پای هم نشستیم و پیر شدیم
هردومون تموم زندگی زمینگیر شدیم
تو طلسم شوم شب افتادیم و در نمیایم
از پس چند تا قدم فاصله مون بر نمیایم
یادمه که اون روزا، اون روز و روزگار قدیم
زیر خاک ریشه مون و به پای هم گره زدیم
رو تن خسته ی ما زخم هزار جوونه بود
خط یادگاری و شعرای عاشقونه بود
حالا حتی نمیاد فصل خزون سراغمون
بسکی بارون نزده عِین کویره باغمون
سایه هامون دیگه دستشون به هم نمی رسه
شاخه هامون و شکستن بچه های مدرسه
ما دو تا درخت خشکیده، دو دلداده ی پاک
پشتمون خمیده بر بستر تفتیده ی خاک
کِی شه جوی تشنه مون دوباره پر آب بشه
شب پر از زمزمه ی روشن مهتاب بشه
کی شه باز پرنده ها رو دوشمون لونه کنن
بخونن ترانه وُ باز ما رو دیوونه کنن
ما دو تا درخت خشکیده بَر و همیشه یار
شوق این همنفسی دلامون و کرده بهار
shabaahengaam@
- ۹۵/۰۵/۲۸