مرثیه ای بر مرگ یک صدا
یه شاخه گل خشک و یک قاب عکس
یه دفتر نت پاره وُ یک فلوت
تنیده به دیوار و سقف و چراغ
به پارتیتور و ضبط، تار عنکبوت
یه مهتابی روشن نیم سوز
که تردید خاموشی اندوهشه
دو تا چشم مبهوت و باز جسد
هنوز انگاری تشنه ی روحشه
از اون ناگهان لحظه ی بی نفس
دو سه هفته میشه شاید بیشتر
گذشته ولی هیچکس هیچکس
نه پرسیده احوال، نه مُشتی به در
صدا بی صدا از سماور بگیر
تا ساعت که افتاده از تیک و تاک
رو آرشیو موسیقی و مِترونوم
رو جلد کتاباش خوابیده خاک
مچاله شده در خودش خشک و سرد
هوا با تعفن در آمیخته
به پاس دم گرم و پرمهرتان
هنرمند محبوب و فرهیخته
به دیوار و بر میز حتی به در
همه جا پر از لوح های سپاس
بزودی قرارست تیتر خبر
که افتاد و مرد بی کس و آس و پاس
🌾🍂🌾🍂🌾🍂🌾🍂🌾🍂
فلوت نواز پاشو دیگه دستی به سازت برسون
حالا که دیگه نداری حسرت خاک و غم نون
پاشو که دیگه وقتشه هر چی دلت خواست بزنی
سردی و حس نمی کنه دست رو فلوت آهنی
فلوت نواز یالا دیگه منتظرند فرشته ها
خطوط حامل و وِلش، قاعده ی نُت سیا(ه)
بزن بزن نفس بده به سُل به لا به دو به می
اگه میخوای بعد یه عمر خدای عشق و ببینی
بهشت واسه شنیدنت یه پارچه بی صدا میشه
فلوت آهنی تو عیارش از طلا میشه
🌾🍂🌾🍂🌾🍂🌾🍂🌾🍂
یه شاخه گل خشک و یک قاب عکس
یه دفتر نت پاره وُ یک فلوت
صدا بی صدا وُ نفس بی نفس
تنیده به هر سو طنین سکوت
shabaahengaam@
- ۹۵/۰۵/۲۸